- تاکنون میلیونها بیتکوین به دلیل گمشدن کلیدهای خصوصی برای همیشه از دسترس خارج شدهاند که این روند با گذشت زمان عرضه در گردش را به شدت کاهش میدهد.
- مدیرعامل استارکور (StarkWare) معتقد است سقف ۲۱ میلیونی در بلندمدت یک باگ است و پیشنهاد تورم سالانه ۴ درصدی را برای تامین امنیت شبکه مطرح کرده است.
- جامعه بیتکوین با رد این پیشنهاد، سقف عرضه را یک «قرارداد اجتماعی مقدس» میدانند و معتقدند گم شدن سکهها یک ویژگی (Feature) است که به نفع سایر هولدرها تمام میشود.
بیتکوین با وعدهی کمیابی مطلق متولد شد. سقف ۲۱ میلیونی، ستون فقرات روایت «طلای دیجیتال» است؛ همان عددی که بیتکوین را از دلار و سایر ارزهای فیات که بینهایت قابل چاپاند، جدا میکند. اما حالا یکی از برجستهترین چهرههای صنعت کریپتو، این ستون بنیادین را به چالش کشیده است.
«الی بنساسون» (Eli Ben-Sasson)، مدیرعامل استارکور (StarkWare) و یکی از بنیانگذاران علمی شبکهی زیکش (Zcash)، در پلتفرم X (توییتر سابق) نوشت:
«محدود کردن عرضهی بیتکوین به ۲۱ میلیون واحد منطقی نیست. چون با گذشت زمان، کلیدهای خصوصی گم میشوند. در حقیقت، وقتی زمان به سمت بینهایت میل کند، همهی کلیدها گم خواهند شد.»
این جملهی کوتاه، طوفانی در جامعهی کریپتو به پا کرد. سوال اصلی اینجاست: آیا کاهش مداوم عرضهی در گردش بیتکوین به دلیل از دست رفتن کلیدهای خصوصی، یک باگ (نقص طراحی) است که امنیت و کارایی شبکه را در بلندمدت فلج میکند، یا یک فیچر (ویژگی) است که کمیابی را تشدید کرده و ارزش بیتکوین را به شکل نجومی افزایش میدهد؟ در این مقاله از کوین رادار به تحلیل این موضوع میپردازیم.
بحران گمشدن کلیدهای خصوصی؛ واقعیتی که نمیتوان نادیده گرفت
بیتکوین گزینهای به نام «فراموشی رمز عبور» ندارد. اگر کلید خصوصی یا عبارات بازیابی (Seed Phrases) یک کیف پول گم شود، سکههای موجود در آن برای همیشه غیرقابل دسترس میمانند. این سکهها روی بلاکچین وجود دارند، اما هیچکس قادر به جابهجایی آنها نیست.
آمارها در این زمینه تکاندهنده هستند. برآوردهای موسساتی مانند Chainalysis نشان میدهد که بین ۲٫۳ تا ۳٫۷ میلیون بیتکوین بهطور دائمی گم شدهاند؛ رقمی که حدود ۱۱ تا ۱۸ درصد از کل عرضهی ۲۱ میلیونی را تشکیل میدهد. شرکت لجر (Ledger) حتی این رقم را تا ۴ میلیون بیتکوین تخمین میزند. داستان «جیمز هاولز»، مهندس بریتانیایی که هارد درایو حاوی ۸۰۰۰ بیتکوین خود را در سال ۲۰۱۳ به اشتباه دور انداخت، تنها مشتی از خروار این تراژدی است.
بنساسون استدلال میکند که این روند صرفاً به امروز محدود نمیشود. هر ساله هولدرهایی بدون انتقال کلیدهای خود از دنیا میروند یا کیفپولهای سختافزاری مفقود میشوند. در یک بازهی زمانی به اندازهی کافی طولانی، عرضهی قابلدسترس به سمت صفر حرکت خواهد کرد.
از سوی دیگر، تاکنون حدود ۹۵٫۵ درصد از کل بیتکوینها استخراج شدهاند و کمتر از یک میلیون سکه تا سال ۲۱۴۰ باقی مانده است. اگر سکههای گمشده را کسر کنیم، عرضهی مؤثر در گردش احتمالاً همین حالا حولوحوش ۱۶ تا ۱۷ میلیون سکه است.
پیشنهاد جنجالی مدیرعامل استارکور: تورم ۴ درصدی!
بنساسون برای جلوگیری از مرگ خاموش شبکه، راهحلی ساختارشکنانه پیشنهاد داده است: جایگزینی سقف ثابت ۲۱ میلیونی با نرخ ثابت ۴ درصد انتشار سالانه. به گفتهی او، این نرخ تقریباً با رشد جمعیت جهانی همتراز است و در عین حال، به دلیل داشتن یک قاعدهی پولی مشخص، ارزش شبکه را حفظ میکند.
او تأکید دارد که همچنان موافق محدودیت عرضه است، اما پیشنهاد میدهد به جای محدود کردن «موجودی نهایی» (Stock)، «نرخ انتشار» (Flow) کنترل شود.
علاوه بر مشکل گمشدن کلیدها، او به چالش بزرگتری یعنی امنیت بلندمدت شبکه اشاره میکند. پاداش استخراج (Block Reward) پس از هاوینگهای پیاپی کاهش مییابد و در نهایت به صفر میرسد. در آن زمان، ماینرها تنها به کارمزد تراکنشها متکی خواهند بود. بنساسون معتقد است انتشار ۴ درصدی سالانه میتواند بودجهی امنیتی شبکه (پاداش ماینرها) را برای همیشه تضمین کند.
دفاع تمامقد جامعه بیتکوین از سقف مقدس
همانطور که انتظار میرفت، پیشنهاد بنساسون با موجی از انتقادات شدید از سوی ماکسیمالیستهای بیتکوین مواجه شد. مخالفان با سه استدلال اصلی از سقف ۲۱ میلیونی دفاع میکنند:
۱. سقف ۲۱ میلیونی، قرارداد اجتماعی بیتکوین است
بسیاری معتقدند تغییر این سقف، هستهی اصلی هویت بیتکوین را نابود میکند. اجرای نرخ انتشار ۴ درصدی، عملاً بیتکوین را به سیستم پول فیات (مثل دلار) شبیه میکند. هرگونه تغییر در این اصل بنیادین، راه را برای دستکاریهای بیشتر در پروتکل باز خواهد کرد.
۲. بخشپذیری نامحدود؛ سلاحی در برابر کمبود عرضه
مخالفان به این نکته اشاره میکنند که هر بیتکوین به ۱۰۰ میلیون ساتوشی (Satoshi) قابل تقسیم است. در مجموع ۲٫۱ کوادریلیون ساتوشی وجود دارد؛ بنابراین استدلال «کمبود سکه برای تبادلات روزمره» بیاساس است. هرچند بنساسون پاسخ داده که خود ساتوشیها نیز در اثر گمشدن کلیدها در درازمدت ناپدید میشوند، اما این استدلال در بازههای زمانی چند قرنی صدق میکند، نه در آیندهی نزدیک.
۳. گمشدن سکهها یک «فیچر» است، نه باگ!
مهمترین دفاعیه این است که گمشدن سکهها مستقیماً به نفع سایر هولدرها عمل میکند. با کاهش عرضه در گردش، کمیابی تشدید شده و ارزش بیتکوینهای باقیمانده بیشتر میشود. مایکل سیلور، بنیانگذار مایکرو استراتژی (MicroStrategy)، از حامیان سرسخت این دیدگاه است و حتی اعلام کرده قصد دارد پس از مرگش، با نابود کردن کلیدهای خصوصیاش، سکههای خود را به عنوان «سهمی اهدایی» به دیگر هولدرهای جهان تقدیم کند.
راهحل میانه؛ آیا بیتکوین باید از زیکش الهام بگیرد؟
در میان این مناقشه، بروس «زوکو» ویلکاکس (Zooko Wilcox)، بنیانگذار زیکش، راهحلی میانه ارائه کرده است: سازوکار پایداری شبکه (Network Sustainability Mechanism). این مکانیزم که در اکوسیستم زیکش در دست بررسی است، سقف ۲۱ میلیونی را حفظ میکند؛ اما به کاربران اجازه میدهد در صورت تمایل، توکنهای خود را بسوزانند تا همان توکنها طی یک دورهی چند ساله بهعنوان پاداش بلاک دوباره وارد چرخه شوند. به این ترتیب، هم سقف سخت حفظ میشود و هم امنیت ماینرها تأمین میگردد.
با این حال، پیادهسازی هرگونه هارد فورک (Hard Fork) در بیتکوین برای تغییر سقف عرضه، نیازمند اجماع ۹۷ درصدی شبکهی نودها است؛ اتفاقی که در شرایط فعلی تقریباً غیرممکن به نظر میرسد و صرفاً باعث دوپاره شدن شبکه خواهد شد.
تحلیل نهایی کوین رادار؛ باگ یا فیچر؟
برای رسیدن به یک نتیجهگیری منطقی، باید این موضوع را در دو افق زمانی متفاوت بسنجیم:
- در افق کوتاهمدت و میانمدت (دهههای پیشرو): یک فیچر قدرتمند. گمشدن کلیدها ارزش داراییهای موجود را بالاتر برده و روایت «طلای دیجیتال» را مستحکمتر میکند. ساتوشیها به قدری کوچکاند که مشکل نقدینگی ایجاد نمیکنند.
- در افق بسیار بلندمدت (قرنها بعد): یک چالش بالقوه. اگر روند گمشدن کلیدها متوقف نشود، عرضهی قابل استفاده به شدت افت میکند و تامین امنیت شبکه پس از پایان پاداشهای استخراج، به یک علامت سوال بزرگ تبدیل میشود.
با این وجود، نباید قدرت نوآوری بشر را دستکم گرفت. پیشرفت در ابزارهای مدیریت کلید (Key Management) و فناوریهای نوین بازیابی کیف پول میتواند نرخ گمشدن سکهها را در آینده به نزدیک صفر برساند.
جمعبندی
شاید بهترین پاسخ این باشد که سقف ۲۱ میلیونی یک بدهبستان (Trade-off) هوشمندانه است. سرمایهگذاران بیتکوین حاضرند چالشهای تئوریکِ چند قرن آینده را بپذیرند تا در دهههای پیشرو از مزایای کمیابی مطلق بهرهمند شوند. تا زمانی که اجماعی برای تغییر وجود نداشته باشد، این قرارداد اجتماعی پابرجا خواهد ماند؛ اما جرقهای که بنساسون در ذهن توسعهدهندگان زد، تا سالها محل بحث و تبادل نظر خواهد بود.
نظر شما چیست؟ آیا روزی فرا میرسد که جامعه بیتکوین مجبور به تغییر سقف ۲۱ میلیونی شود، یا این قانون برای همیشه غیرقابل تغییر باقی خواهد ماند؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
سلب مسئولیت: این مقاله صرفاً جنبهی تحلیلی و آموزشی دارد و هیچگاه نباید بهعنوان توصیهی مالی یا سرمایهگذاری تلقی شود.